DL Patogh

مریلا زارعی

بر چسب های مرتبط:

نام: مریلا زارعی

تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۵۳

مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل مهندسی صنایع غذایی از دانشگاه آزاد اسلامی

………………………………………..

با مجموعه تلویزیونی « کاراگاه » به دنیای  بازیگری روی آورد. و با مجموعه تلویزیونی « هوای تازه » بیشتر شناخته شد. بازی در فیلم « دوزن » یکی از شانسهای بزرگ او بود.

پس از آن توانایی هایش را در « واکنش پنجم » به رخ همگان کشید و سرانجام با بازی کوتاه اما بسیار تاثیرگذارش در « سربازهای جمعه » مزد زحماتش را از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، از هشتمین جشن خانه سینما  و از نویسندگان و منتقدان دریافت کرد.

funpatogh . com

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳۰ فروردین ۱۳۹۱
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • زندگی نامه فریدون فروغی

    بر چسب های مرتبط:
    فروغی حقه فروغی فریدون جیرانی فریدون مشیری فروغی ۳ نامه سردار علایی زندگی چیست زندگی نامه حافظ نامه نوری زاد فروغی بسطامی سالار عقیلی سالومه سیدنیا نامهای ایرانی نامه سردار علایی فریدون آسرایی فروغی للإنتاج الفنی فریدون فروغی فریدون فرخزاد نامه عاشقانه فریدون مشیری کوچه غلامرضا فروغی فروغی فروغی یار دبستانی فریدون فروغی دانلود فروغی بسطامی


     
    فریدون فروغی صاحب حنجره پر توان پاپ که تا کنون به مانند او نیامده درنهم آبان سال ۱۳۲۹ در تهران دیده به جهان گشود.
    او فرزند آخر پدر ومادری بود که در عطش فرزند پسر سوخته بودند.خانواده او با هنربیگانه نبودند به مثال پدرش تار میزد وشعر می گفت.در کودکی پیانو وجاز را آموخت واولین ساز او به عبارتی درام بود.

    همکاری او با شهیار قنبری و اسفندیار منفرد زاده به کلوپ های مارکیز و کاکوله
    بر میگردد.همکاری او در سینما به زمان بازگشت خسرو هریتاش از آمریکا برمیگردد
    هریتاش قصد ساخت فیلمی متفاوت دارد که به دنبال عوامل دلخواه تورج شعبانخانی
    و فریدون را می یابد.سال ۱۳۴۹ فیلم آدمک هریتاش بادو قطعه آدمک و پروانه من
    با موسیقی شعبانخانی و اشعار لعبت والا اکران میشود.
    فریدون فروغی به شهرت می رسد هر چند به او خرده می گرفتند که صدای فرهاد را
    تقلید می کند اما مجبور نبود زیر سایه خواننده محبوبش ری چارلز نابینا قرار
    بگیرد.در عرض دو سال بعد چندین ترانه را اجرا میکند که شاخص ترین آنها ترانه
    نیاز است که از شهیار قنبری است وبا موسیقی منفرد زاده.

    اما در ادامه فعالیت فروغی در سینما او همکاری هایی با ذکریا هاشمی برای فیلم
    زن باکره واجرای ترانه نیاز با آهنگ منفرد زاده وشعر شهیار قنبری که منجر به
    تغییراتی درنام اثر می شوند که ابتدا نامش نماز بود و امضا تعهدی به ساواک .
    در سال ۱۳۵۱ فتنه چکمه پوش ساخته همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بودکه
    فروغی بر تیتراژ آن ترانه ای به همین عنوان اجرا کرد.
    سال بعد تنگنا ساخته امیر نادری با ملودیهای شورانگیز منفرد زاده صدای فروغی
    را بر تیتراژ داشت.
    در همان سال ۵۲ به کافه کازبا در شیراز دعوت شده وبیش از یکسال به اجرای برنامه
    پرداخت و عشقی بی سرانجام را تجربه کرد.
    سال بعد به خواهش فرزان دلجو بازیگر جوان سینما برای فیلم یاران میخواند.
    در ۱۳۵۴ملودیهای ماهی خسته را که پیشتر با شعری از خود آهنگساز ویلیام خنو
    خوانده این بار با شعری از شهیار قنبری وتنظیم واروژان اجرا میکند.
    این ترانه ابتدا قرار بود توسط داریوش اقبالی اجرا شود ولی به زندان افتادن
    او وقنبری ومنفرد زاده به فروغی سپرده شد.
    بین سالهای ۵۰تا ۵۸ ترانه های ماندگاری چون کوچه شهردلم-مردن شاپرکها-هوای تازه
    گرفتار-خاک-غم تنهایی-زندون دل-قوزک پا-مردغریب وسال قحطی منتشر می شود که این
    آخری باعث به زندان افتادن او می شود.

    در این سالها او دو ازدواج بی سرانجام را تجربه می کند که در اولین با گلی فتوره چی
    ازدواج کرد که بیش از دو سال طول نکشید ونزدیک به چهار سال بعد هم با سوسن معادلیان
    دومین وآخرین ازدواجش را تجربه کرد که بیشتر از سه سال دوام نیاورد.
    سال۵۷ بین ماندن ورفتن دلیلی بر رفتن نمی بیند ودرگرماگرم حوادث چندین کار تازه
    از او چون اشک حباب-روسپی وقریه منتشر می شودو حتی آلبومی به نام باآغازی نو
    که یک اجرای زنده کوچک بود وترانه های بحث انگیزی چون طاهره- شیاد-حقه -رزمندگان
    و طلوع خونین در آن اجرا شده بودبه بازار آمد که ترانه های اکثر آنها سروده فرهنگ قاسمی
    دوست وهمکار همیشگی فروغی بود.

    بیست و هشتمین ترانه ای که با صدای او اوج گرفت یار دبستانی بود که منصور تهرانی
    برای تیتراژ فیلمش بنام از فریاد تا ترور شعر وآهنگ آن را نوشته بود ولی به جای
    فروغی که ممنوع الصدا شده وباید صدا از تیتراژ حذف شود جمشید جم دوباره آنرا
    می خواند وروی صدای فروغی نه تنها در فیلم بلکه درتمام فروشگاهها وخانه ها مهر
    ممنوع زده میشود.
    فروغی به کنج خانه مادرش در همان ساختمان یک طبقه واقع در بزرگراه رسالت تا آخر
    پناه میبرد و دو بار به زندان می افتد تا اینکه سفرش به دبی در سال۶۵ او را
    تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد ولی راضی به رفتن نشد.
    در پاییز سال۷۸ در جزیره کیش در رستوران هتل آنا دوستدارانش سرانجام بعد از
    سالها مجوز شنیدن صدای او را گرفتند.
    سالن این رستوران ۲۰۰ صندلی داشت وفریدون در دو نوبت هر بار ۴۵ شب آنجا برنامه داشت.
    کنسرت ده روزه اش در سالن حافظ دانشگاه کیش هم با استقبال روبرو شد هر چند
    آنجا هم با ۳۰۰صندلی در خور شان فروغی نبود.
    در سال۷۹ موسیقی پایانی فیلم دختری بنام تندر به کارگردانی آشتیانی پور با صدای
    او وشعر می تراود مهتاب نیما یوشیج بر پرده بود.
    پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی تواند برای فیلم گل یخ با داستانی پیرامون
    خواننده ای محکوم به سکوت مجوز حضور او را به عنوان بازیگر بگیرد.
    در دوران خاموشی حتی آلبوم آماده او بنام توحید در وصف حضرت علی (ع)با بی مهری
    مسوولان مواجه شد.

    درچنین اوضاعی فریدون خسته و سرخورده این بار کاملا ناامید میشود.
    تا سرانجام در جمعه سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ قوزک پایش یارای رفتن که نه تاب ماندن
    هم نداشت وپس از او مادرپیرش هم به او پیوست وبعد شوهر خواهرش پروانه که هر
    سه را در روستای قرقرک اشتهارد کرج به خاک سپردند.
    یاد و نامش زنده باد.

    (برگرفته از نشریه یک هفتم شماره ۲۶ ویژه فریدون فروغی)

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ناگفته های از بازیگران ایرانی ***

     

    ابوالفضل پورعرب
    می گویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر می شود. اما یکی از منظم ترین و آن تایم ترین بازیگران سینما و تلویزیون است. سر ساعت می آید و سر ساعت هم می رود. حتی روزهایی که احساس می کند ممکن است به خاطر ترافیک دیر به لوکیشن برسد، زودتر از دیگران سر صحنه حاضر می شد. یکی از عادت های پسندیده او این است که به محض ورود به لوکیشن اولین نفری است که با دیگران سلام و احوالپرسی می کند و جالب اینکه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تک تک آنها دست می دهد. معمولا با عوامل فنی میانه اش گرم تر از دیگران است چون اعتقادش بر این است که آنها نسبت به دیگران زحمت بیشتری می کشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست. با مردم کوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد می کند که در کمتر از چند ثانیه به او علاقه مند می شوند. از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد می کند. پیشنهادهای اصلاحی اش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با کارگردان در میان می گذارد و اگر کارگردان پیشنهادش را رد کند بدون چون و چرا می پذیرد. یک جمله معروف دارد و آن اینکه A«حرف اول و آخر را کارگردان می زند، چه درست باشد و چه غلط.A»

     

    اکبر عبدی
    یکی از شوخ و شنگ ترین بازیگران سینمای ایران است. فقط کافی است از او بخواهید یک جمله در توصیف شخصیتی که قرار است بازی کند برایتان بگوید. با شنیدن پاسخی که می دهد همه اطرافیان حتی آنهایی که احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده روده بر می شوند. با عالم و آدم شوخی می کند و معمولا لهجه شیرین آذری اش به کمکش می آید تا دلنشین تر و شیرین تر جملات را ادا کند.. البته ناگفته نماند که گاهی هم عصبانی می شود. اما حتی زمانی که عصبی و ناراحت است هم با جملاتی که می گوید همه را به قهقهه می اندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس کند کارگردان فیلمی که در آن بازی می کند به هر بهانه ای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر می شود و این تاخیر مکررا اتفاق می افتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه حاضر می شود. برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها می داند.
     

    علیرضا خمسه
    برخلاف نقش هایش که معمولا پرتحرک و با شوخی و خنده همراه است، سر صحنه فیلمبرداری معمولا جدی، باوقار و صد البته مانند نقش هایش دوست داشتنی است. البته جدی نه به معنای بداخلاق و بدعنق، بلکه یک جورهایی مودب است و سعی می کند کمتر شوخی کند. ضمن اینکه بسیار خوش صحبت است و معمولا اطرافیانش از هم صحبتی با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومی بی نظیرش لذت می برند. حتی زمان هایی که احتمالا شوخی هم می کند، حرف ها و شوخی هایش مودبانه و بدون متلک و کنایه است. با مردم هم بسیار مودبانه حرف می زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار می کند. در ضمن از روانشناسی بسیار بالایی هم برخوردار است. یکی از علایق مهمش ورزش صبحگاهی است.

     

    محمدرضا گلزار
    اصولا بازیگری است که به آهستگی با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار می کند و رابطه اش با آنها در طول فیلمبرداری شکل می گیرد که همیشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. کلمه معروف و محبوبش A«عزیزمA» است و آن را برای آنهایی به کار می برد که رابطه دوستی نزدیکتری با او دارند. از جنجال هایی که در سالیان اخیر مطبوعات زرد برایش به پا کرده اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجیح می دهد جواب آنها را با بی توجهی و سکوتش بدهد. چند سالی است که یکی از سحرخیزترین بازیگران سینما لقب گرفته است و خوش قولی اش حرف ندارد. به گفته خودش که آن را در جاهای مختلف بیان کرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم این حرف او را می توانید در اکران های خصوصی فیلم هایش و همچنین در پشت صحنه فیلم هایی که لوکیشن آن در اماکن عمومی است مشاهده کنید. آنچنان برخورد دوستانه ای با مردم دارد که باورش برای بعضی ها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش برای او لذت بخش است، اما از عکس انداختن با آنها معمولا طفره می رود. شاید یکی از دلایل آن تکثیر متعدد عکس هایی است که از او و دیگران با فتوشاپ کار شده و در اینترنت قرار گرفته است. گوشی موبایلش یا اکثرا خاموش است یا در دسترس نیست و تنها راه ارتباط تلفنی با او اینگونه است که… بگذریم، چون ممکن است برایش دردسرساز شود.
     

    امین حیایی
    بازیگر پرتحرک و پرانرژی سال های اخیر سینمای ایران در پشت صحنه فیلم هایش نیز یک لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتی و در یک چشم برهم زدن با دیگران ارتباط برقرار می کند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پیشرفت در کارهایش را مدیون حمایت های آنها می داند. در مواقعی که در کوچه و خیابان ها در حال فیلمبرداری هستند، دائما در حال خوش وبش و احوالپرسی و گفت وگو با افرادی است که برای تماشای هنرنمایی های او و گروه فیلمبرداری به آن مکان آمده اند. با هر گروهی که در فیلم های مختلف مشغول به کار می شود آنچنان ارتباط صمیمانه ای برقرار می کند که معمولا تک تک افراد گروه شیفته اخلاقش می شوند. یکی از منظم ترین و منضبط ترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است و بنا به روایات مختلف تا الان حتی نیم ساعت هم برای حضور سر صحنه فیلمبرداری به هر دلیلی تاخیر نداشته است. یکی از افتخاراتش این است که از معدود بازیگرانی است که در دهه اخیر اکثر قریب به اتفاق فیلم هایش در گیشه فروخته است و در پرونده کاری اش بالای پانزده فیلم پرفروش را به ثبت رسانده است.

     

    پولاد کیمیایی
    چهره اش نشان می دهد که جوان خشک و بدعنقی است. اما واقعا اینگونه نیست. پولاد از آن دسته بازیگرانی است که وقتی از نزدیک با او برخورد می کنید متوجه خواهید شد چقدر نازنین، خوش برخورد و مهربان است و همچنین احساس می کنید که دوستی با او یک غنیمت است. اطلاعات عمومی و مخصوصا سینمایی اش محشر و مثال زدنی است و فیلم های روز دنیا و متعاقبا فیلمسازان مطرح را کاملا می شناسد. شاید دلیل اصلی این دانش او به تسلطش بر زبان های انگلیسی و آلمانی برمی گردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فیلم ها و خصوصا بازیگران مقابلش آنچنان دوستانه است که فکر می کنید سالیان سال است با هم در یک خانواده زندگی کرده اند. البته ناگفته نماند که معمولا ارتباط و صمیمیتش با جوانترها بیشتر است. دوست دارد بازی در فیلم های سایر کارگردان ها را نیز تجربه کند و شاید این مساله یکی از مهمترین دلایل حضورش در فیلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهیم شیبانی و همچنین سریال سفر به تاریکی ساخته فریدون جیرانی باشد. یک اندیشه بزرگ در سر دارد و آن اینکه در تلاش است تا با اندوخته هایش که بخشی از آن را از بازی در فیلم ها کسب کرده است و بخش بیشتری از آن را از پدرش آموخته فیلمسازی را تجربه کند و در صورت موفقیت آن را ادامه دهد. افتخار می کند که فرزند مسعود کیمیایی است.
     

    اندیشه فولادوند
    وقتی با او هم کلام می شوید احساس می کنید که با یک شاعره نه چندان جوان و باتجربه چندین و چند ساله روبه رو شده اید. دیالوگ هایش سرشار از اطلاعات عمومی است که با سن و سال او جور درنمی آید. مودبانه ترین جملات را برای گفت وگو با دیگران برمی گزیند و معمولا حرف هایش سرشار از دوستی و محبت است. تمام فیلم هایی را که در آنها بازی کرده است، فیلم های خوبی می داند. اما از بازی خود در هیچ فیلمی راضی نیست و متقاعد کردن او در این مورد به خصوص کار بسیار دشواری است. معمولا افراد گروهی را که با آنها کار می کند از اعضای خانواده خود می داند و افرادی را که صمیمیت بیشتری با آنها برقرار می کند با عناوین دایی، خاله و… که فقط مخصوص خودش است صدا می زند. یکی از دلایل کم کاری اش در سینما شاید به این برمی گردد که تلفن همراهش اکثرا در دسترس نیست یا خاموش است و خیلی سخت می شود او را یافت.. هنوز در بین مردم آنچنان شناخته شده نیست، اما همان تعداد کسانی که او را از نزدیک می شناسند با هوش و ذکاوتش و همچنین ادبیات خاص او و برخوردهای محبت آمیزش آشنایی کامل دارند. او عاشق سفر است و شاید الان هم در سفر باشد.
     

    دانیال حکیمی
    با مطبوعات میانه خوبی ندارد و آن هم به این دلیل که سال ۷۷ یکی از ماهنامه های تخصصی سینما که اکنون چند سالی است منتشر نمی شود، در ویژه نامه بازیگری اش به اشتباه تلفن منزل او را به جای تاریخ تولدش چاپ کرد و این اشتباه فاحش باعث شد تا مشکلات باورنکردنی و عجیب و غریبی در زندگی خصوصی اش برای او رقم بخورد و این خود دلیل قانع کننده ای است. چرا که قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقی مانده است. حکیمی البته رفتارش با اهالی مطبوعات بسیار معقول و دوستانه است و خیلی محترمانه تقاضای آنها را برای انجام گفت وگو رد می کند. او معمولا با افراد شاغل در گروه های فیلمسازی نیز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه ای برقرار می کند و تقریبا با اکثر افراد حتی پس از پایان کار هم در ارتباط است. مردم هم در بیرون از محیط سینما او را دوست دارند و او نیز سعی می کند در حد معقول ارتباط دوستانه و صمیمانه ای هنگام روبه رو شدن با آنها برقرار کند. او نیز یکی از افرادی است که وقت شناسی برایش از اهمیت خاصی برخوردار است. به طوری که اگر احساس کند شاید دیرتر از زمان مقرر سر قرار کاری اش حاضر می شود نگران شده و با تماس تلفنی قبل از حضورش از طرف یا طرف های مقابل عذرخواهی می کند. که البته این نگرانی او اکثرا بیهوده بوده است و برخلاف اینکه احساس می کرده حضورش با تاخیر همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و این تنها از احساس مسوولیتش نسبت به دیگران سرچشمه می گیرد.

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۳ دی ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مایکل جکسون سرطان گرفت

    به گزارش روز یکشنبه ایسکانیوز : «مـایکل جکسون» که گفته می شود بـرای سفیـد کردن بدنش به تیغ جراحان تن داد سرانجام به سرطان پوست (ملانوم) مبتلا شد.

    FunPatogh.Com Community For Persians

    این خواننده میانسال که به بخش پوست بیمارستان «کدارس سینا» در «لس آنجلس» آمریکا رفته بود با شنیدن خبر ابتلا به سرطان شوکه شد.وی اما ادعا کرد این بیماری را شکست می دهد و دوباره به جمع طرفدارنش بر می گردد.خبر بیماری خطرناک «جکسون» در رسانه های آمریکا بازتاب گسترده ای داشته است.خبرنگاران اگر تا دیروز پیگیر پرونده اتهام آزار جنسی کودکان از سوی این خواننده بودند حالا روند درمان سرطان پوست وی را دنبال می کنند.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، وضعیت پوست صورت «جکسون» به اندازه ای بغرنج است که دلش نمی خواهد حتی چند لحظه مقابل آیینه بایستد

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • «کایرا نایتلی» به شدت مجروح شد

    بازیگر ۲۴ ساله سینما هنگام بازی در یک آگهی تبلیغاتی تلویزیونی به شدت مجروح شد. خط اصلی این آگهی خیرخواهانه درباره اعمال خشونت علیه زنان در آمریکا و اروپا است و یک سازمان خیرخواهانه امر تولید آن را به عهده دارد.
    به گزارش خبرگزاری‌های خارجی، این فیلم ۲ دقیقه‌ای «کایرا نایتلی» را سر صحنه یکی از فیلم‌های سینمایی‌اش نشان می‌دهد، که هنگام بازگشت به منزل از سوی همکار خود مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد.
    زمانی که این فیلم دو دقیقه‌ای فیلم‌برداری می‌شد، نایتلی ناخواسته مورد هدف بازیگر نقش مقابل خود قرار گرفت و به شدت زخمی شد.


     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۴ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مهناز افشار

    نام: مهناز افشار

    تاریخ تولد:  1356

    مدرک: دیپلم علوم تجربی

    ………………………………………..

    شباهت بیش از حد او به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم شور عشق به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم خاکستری مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم نگین به سینما بازگشت.

    او در سال ۱۳۸۳ سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم با استقبال مخاطبان روبرو شدند: « کما »، « ۱۳ گربه روی شیروانی » و « زهر عسل ».

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۱ شهریور ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش