“
می دانید چه چیز باعث می شود که بعضی افراد همیشه در کارهایشان موفق شوند ولی بعضی دیگر همیشه شکست بخورند؟ آنهایی که موفق می شوند همیشه کارهایشان را از روی برنامه انجام می دهند، اما آنها که شکست می خورند فقط در رویاهایشان غوطه ورند.
“
می دانید چه چیز باعث می شود که بعضی افراد همیشه در کارهایشان موفق شوند ولی بعضی دیگر همیشه شکست بخورند؟ آنهایی که موفق می شوند همیشه کارهایشان را از روی برنامه انجام می دهند، اما آنها که شکست می خورند فقط در رویاهایشان غوطه ورند.
“
New Page 1
به نظر می رسد فیلم “میلیونر زاغه نشین” اشاره بر این دارد که بچه گدای هندی با حلقه های جنایی سازمان یافته در ارتباط هستند و شنیده ام در کشورهای دیگر هم گاهی وضع به همین منوال است. حال ببینیم که شما بعنوان یک شهروند، چه برخوردی باید با این بچه ها داشته باشید؟ کودکانی که تکدی گری می کنند همیشه یکی از دردسرهای شهرها می شوند چون احساس همدردی با آنها مسئله ای کاملاً طبیعی است. اما با این وجود، بهتر است که بنا به دلایلی به این افراد پولی ندهید. مطمئن باشید بچه ای که در خیابان گدایی می کند، شاید ابزاری برای یک گروه سازمان یافته نباشد (بااینکه در بسیاری از موارد اینطور است مخصوصاً در مناطق توریسیتی کشورهای در حال توسعه) اما باز هم به طور مستقل کار نمی کند. مطمئناً این کار ناشایست را برای یک فرد بزرگسال که معمولاً عضوی از خانواده اوست انجام می دهد. متاسفانه، از کودکان برای دلیل ساده ای که می توان آنرا “بازاریابی” نامید، برای گدایی استفاده می شود: همه ما نگران آسایش و رفاه کودکان هستیم و احتمال کمک کردن به آنها به خاطر همین احساس تاسف یا گناه بسیار بیشتر است. به همین دلیل است که مادران معتاد با نوزادان خود در حالی که آنها را در بغل گرفته اند برای گدایی می روند. کودکان در این زمینه خیلی بیشتر از افراد بزرگسال می توانند پول در بیاورند. حتی اگر برحسب اتفاق کودکی مستقل از بزرگسالان به گدایی بپردازد، باز هم با دادن پول به وی این رفتار زشت را در او تقویت نکنیم. برخی از افراد سعی می کنند با دادن لباس و لوازم تحصیلی به اینگونه بچه ها، به آنها کمک کنند اما این روش هم کاملاً ساده لوحانه است. بهتر است این لوازم تحصیلی یا پول را به یک مدرسه یا موسسه خیریه بدهید چون آن کودکان قاعدتاً استفاده ای از آن نخواهند کرد. اکثر سنت های معنوی جهان آموزه هایی برای کمک به افراد فقیر و محتاج دارند و پیروی از همین آموزه های محلی معمولاً بهترین راه برای کمک کردن به گدایان هر منطقه است. در اجتماعاتی که کمتر مذهبی هستند مثل اروپای غربی، معمولاً دولت سرمایه ای را به افراد بی خانمان و تهیدست اختصاص می دهد و همین مسئله باعث می شود که افراد کمتری را مشغول گدایی در خیابان ها ببینید. در آخر باید بگویم که از “نه” گفتن به متکدیان اصلاً نباید بترسید. البته درست است که همیشه آسان نیست اما بچه هایی که گدایی می کنند می دانند که پولی که ممکن است شما به آنها بدهید در جهت ارتقاء زندگی خود آنها نخواهد بود و معمولاً دست کسانی می رسد که از آنها بعنوان ابزار استفاده می کنند. پول دادن به متکدیان چندباری که من به متکدیان کمک کرده ام، به افرادی بوده است که ناتوان جسمی هستند. اکثر مواقع میلی به کمک کردن به متکدیان ندارم مخصوصاً اگر خودشان برای اینکار جلو آمده باشند. خیلی عجیب است که وقتی آنها خودشان برای گدایی جلو نمی آیند، احتمال اینکه به آنها کمک کنم خیلی بیشتر است. من مخالف کمک کردن به افراد نیازمند نیستم. اما ترجیح می دهم این کمک کردن به مراکز خاص نیکوکاری باشد چون مطمئناً آنها خیلی بهتر از من می دانند که این پول را چطور خرج کرده و به چه کسانی بدهند. احتمال اینکه معمولاً برای کمک کردن به متکدیان بی میل هستم همین است، چون نمی دانم با آن پول می خواهند چه بکنند. همیشه داستان هایی از کسانی که خودشان را به گدایی می زنند اما در واقعیت نیازمند نیستند وجود دارد. من همیشه فکر می کردم که این داستان ها کمی اغراق شده است تا اینکه چند شب پیش از یکی از دوستانم یکی از این داستان ها را شنیدم. دوست من در رستورانی کار می کرد که فرد گدایی معمولاً دور و بر آن رستوران ظاهر می شد. دوست من که دلش به حال آن زن گدا به خاطر لباسهای پاره پوره و ظاهر نامناسب سوخته بود، تصمیم می گیرد که کمی غذا از رستوران به او بدهد چون فرد گرسنه به نظر می رسیده است. وقتی دوستم این را به من گفت فکر کردم که احتمالاً آن گدا غذا را پس زده است و عوض آن پول خواسته است اما قضیه اینطور نبود. زن گدا بابت غذا تشکر کرده بود و با میل و اشتهای فراوان آن را خورده بود. چند روز بعد دوستم همان زن را با لباسهای خیلی شیک و مرتب و جواهرات فراوان می بیند و آن زن که غافلگیر شده بود، لبخند کمرنگی بعنوان عذرخواهی به او زده و سریع خود را ناپدید می کند. این برای دوستم غیرقابل باور بوده و برای من هم همینطور. داستانهایی مثل این را کمتر اینطور نزدیک شنیده بودم. این داستان من را خیلی به فکر فرو برد. آیا این متکدیان واقعاً صادق هستند و نیاز مالی دارند یا این تکنیکی است برای درآوردن پول بیشتر؟ متکدیان حرفه ای برای گرفتن پول احساسات مردم را هدف قرار داده و با تظاهر به فقر، ناتوانی و ابراز سخنانی غیر واقعی و داستانهای ساختگی سعی در ایجاد ترحم در دیگران نسبت به خود میکنند. پرداخت پول به متکدیان سطح شهر از هر نظر عملی نادرست بوده و متکدیان را برای تداوم عملشان ترغیب میکند
“
در این بین تمامی جوامع به دنبال راه حلّی برای این معضل هستند، امّا حقیقت این است که فراموش کنید از قدیم الایام تا کنون حتّی با این بحران، کسب درآمد باز هم پابرجا و قابل اجراست. اگر کاملاً بر اصول کسب درآمد، افزایش و حفظ آن مسلط باشید، می توانید خود را در این اوضاع نابسمان سرپا نگه دارید.
“
افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
کسانی که میگویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند.
گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند.
“
« گل آفتابگردان رو به نور میچرخد و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردانایم. اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست. آفتابگردان، کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد.»
“
تست روانشناسی نیمکره راست مغز شما فعال تر است یا نمیکره چپ؟
- آیا خودتان را متخصص تلقی میکنید؟
الف _ خیر
ب _ بله
ج _ در برخی از زمینهها
- یادآوری اسم اشخاص برایتان راحتتر است یاچهره آنها؟
الف _ چهره اشخاص
ب_ اسم اشخاص
ج _هر دو به یک اندازه
- در مواجهه با شکست، کدام یک از گزینههایزیر، طرز برخوردتان را بهتر نشان میدهد؟
الف _ ناامید شدن، دست کشیدن از آن کار و امتحانکردن چیزی جدید.
ب _ سعی، تلاش و کوشش دوباره و دوباره
ج _ شکست نابود کننده روح و روان است
- کدام یک از صفات زیر، بیشتر از بقیه، وصفحالتان هستند؟
الف _ شهودی و درونی
ب _ اهل مطالعه و سنجیده
ج _ دقیق
- کدام یک از گزینههای زیر، بیشتر با شماهمخوانی دارد؟
الف _ مایلم قوانین و مقررات خاص خودم را رعایتکنم.
ب _ از گردن نهادن به قوانین و مقررات راضی وشاد هستم
ج _ گاهی اوقات، قوانین و مقررات دست و پاگیرمیشوند و عصبانیم میکنند
- زمانی که در یک جلسه گفتگو یا سخنرانیحضور دارید، کدام یک از گزینههای زیر بیشتر در شما صدق میکند؟
الف _ اکثر اوقات حواسم پرت میشود و بهموضوعات دیگری میاندیشم.
ب _ به راحتی حواسم را میتوانم روی مسألهسخنرانی متمرکز نمایم.
ج _ فقط اگر موضوع را جالب تلقی کنم، میتوانمحواسم را روی آن متمرکز کنم.
- آیا خودتان را شخص منظمیتلقی میکنید؟
الف _ به هیچ وجه
ب _ بله، کاملا
ج _ نسبتا، بله
- هر چند وقت یک مرتبه به دنبال حدس وگمانهای شخصی خود میروید؟
الف _ هر وقت که بتوانم
ب _ به ندرت
ج _ گاهی اوقات
- اگر یک دفعه، هوس امتحان کردن یک کار وسرگرمی خلاقانه جدید، مثل نقاشی یاسفالگری بهسرتان بزند، چه میکنید؟
الف _ آن را امتحان میکنم و بعد آن رابه عنوان یکی از سرگرمیهای بیشماردیگرم توسعه میدهم.
ب _ به احتمال زیاد، فقط به آن فکر میکنم وفراتر نمیروم.
ج _ چندین مرتبه آن را امتحان میکنم و بعد بهسراغ سرگرمی دیگری میروم.
- در مدرسه و دوران تحصیل، سرکلاس کدام یک ازدرسهای زیر، بیشتراحساس راحتی میکردید؟
الف _ هنر
ب _ ریاضیات
ج _ جغرافی
- هر چند وقت یک بار، مایلید مبلمان وتزیینات منزلتان را عوض کنید؟
الف _ بیش از سه مرتبه ظرف پنج سال
ب _ هر پنج سال یک مرتبه
ج _ ظرف هر پنج سال، دو تا سه مرتبه
- وقتی مشغول شنیدن اخبار از تلویزیونهستید، کدام یک از موضوعات زیر، بیشتر از همه توجه شما را به خود جلب میکند؟
الف _ مسایل و موضوعات مربوط به جهان و محیط
ب _ سیاسی
ج _ ورزشی
- کدام یک از گروههای زیر، بیشتر با روحیاتشما سازگار هستند؟
الف _ شخصی که از قوه تخیل زنده و پرشوریبرخوردار است.
ب _ شخصی که بلند پرواز و جاه طلب است
ج _ شخصی که از عقل سلیم و شعور خوبیبرخوردار است.
- نظرتان در مورد هنر مدرن چیست؟
الف _ آن را جالب و مهیج تلقی میکنم.
ب _ اهمیت زیادی برایش قایل نیستم.
ج _ گاهی میتوانم آن را جدی تلقی کنم و گاهیبیاعتنا از کنارش میگذرم.
- هر چند وقت یکبار، به افکار و اندیشههایخصوصی خودتان پناه میبرید؟
الف _ به وفور
ب _ خیلی به ندرت
ج _ گاه و بیگاه
- زمانی که وارد یک سالن یا تالار میشوید،در حالی که بلیط رزرو شده ندارید، ترجیح میدهید که روی صندلی کدام سمت بنشینید؟
الف _ سمت چپ
ب _ سمت راست
ج _ فرقی نمیکند
- به نظر شما، مزیت بازنشسته شدن چیست؟
الف _ برخورداری از وقت بیشتر برای آغاز فعالیتهای جدید بیشمار دیگر.
ب _ برخورداری از وقت بیشتر برای هم نشینی بااقوام و دوستان.
ج _ رهایی از برنامه یکنواخت و منظم و کسل کننده کاری
- کدام یک از صفات زیر، بیشتر از بقیه با شماسازگار است؟
الف _ پیچیده
ب _ واقع بین
ج _ عادی و گاهی منحصر به فرد
- در حال حاضر، کدام یک از حالات زیر بیشتربا روحیه شما سازگار هستند؟
الف _ متفکر، جدی و دقیق
ب _ تحت فشار روحی
ج _ پرکار، پر مشغله و پرجنب و جوش
- آیا قادرید به طور تقریبی بگویید که چندروز را بدون نگاه کردن به ساعت پشت سرگذاشتهاید؟
الف _ راستش درست نمیدانم، چون گاهی زمان رابه کلی فراموش میکنم.
ب _ بله، به راحتی
ج _ گاهی اوقات
- در صورت مواجهه با کدام یک از موارد زیر،به شدت سر خورده، ناامید و عصبانی میشوید؟
الف _زمانی که وقت کافی برای انجام کارهایی کهدوست دارم، نداشته باشم
ب _زمانی که در رأس امور مربوط به حرفهام قرارنداشته باشم
ج _ زمانی که پیشرفتها، موفقیتها، دستاوردهاو سخت کوشی هایم نادیده گرفته شوند
- در مورد این جمله: بزرگترین معلم و راهنما،تجربه است، نظرتان چیست؟
الف _ کاملا با آن موافق هستم
ب _ اصلا موافق نیستم
ج _ موافقم
- در شرایط مطلوب، کدام یک از گزینههایزیر را ترجیح میدهید؟
الف _حرفهای که کاملا غیر قابل پیش بینی و توأم باتجربیات بی شمار و جدید باشد
ب _ داشتن یک حرفه مشخص و یکنواخت
ج _حرفهای که فرصت یادگیری چیزی جدید را دراختیارتان قرار دهد
- آیا تصور میکنید که توضیح دهنده خوبیهستید؟
الف _ خیر
ب _ بله
ج _ در حد متوسط
- در هنگام انجام کدام یک از موارد زیر،بیشتر احساس راحتی به شما دست میدهد؟
الف _ در حین انجام یک کار تخصصیتر مثل وررفتن با موتور ماشینتان به منظور تعمیر آن
ب _ در حین نوشتن یک نامه یا گزارش
ج _ در حین انجام یک کار دستی مثل نقاشی
برای هر سوال، به گزینه الف ۲ امتیاز ، به گزینه ب ۰ امتیاز و به گزینه ج ۱ امتیاز بدهید
بین ۳۵ تا ۵۰:
این امتیاز نمایانگر آن است که شما یک شخصراست مغز هستید. سمت راست مغز کنترل کننده تواناییهای فضایی، درک و احساس هنرمندانه و افکارخلاقانه و مبتکرانه است.
نیمکره راست مغز است که مسایل را به طور کلی وکل نگرانه مجسم و ادراک میکند. به عبارت دیگر، شما مایلید به جای مشاهده جزییات سازنده وتشکیل دهنده، تصویر اصلی و بزرگ را ببینید.
بههمین شکل، نیمکره راست مغز است که یک الگویکلی را از قطعات جزیی و فردی بازسازی میکند و نقطهنظرات و نگرشهای جدید را به وجود میآورد.
یک شخص راست مغز، از استعداد هنر و موسیقیبرخوردار است و به کند و کاو در آداب،مناسک،تشریفات، آیین، شعائر، عرفان و تصوف علاقه خاصیدارد. به عنوان یک شخص راست مغز، عمدتا مایلیدبه شیوهای خلاقانه و ناخودآگاه مسایل جدید را یادبگیرید و همین منتهی به یک واکنش احساسی،عاطفی نسبت به شرایط و موقعیتهای تحلیل گرایانهمیشود. در بسیاری از موارد، وقتی پاسخ صحیح یک سؤال یا مشکل را دریافت میکنید، بدون آن که بفهمید این پاسخ چگونه حاصل شده است، به شهودو الهام (حس ششم) خودتان تکیه مینمایید.
نیمکره چپ مغز مسایل را به صورت سلسله وارتجزیه و تحلیل میکند، در حالی که نیمکره راست به ندرت چنین پردازشی را ایفا مینماید. در نتیجه، بهعنوان یک شخص راست مغز، بدون آن که اولین کار رابه اتمام برسانید، مایلید از این شاخ به آن شاخ بپریدو به سراغ کار دیگری بروید. این یک نقطه ضعف محسوب میشود، چرا که گاهی اوقات خودتان را باکارهای متعدد ناتمامی مواجه میبینید. از این رو،فهرست سازی و برنامه ریزی زمان بندی شده را ازهمین حالا آغاز کنید تا نظم و ترتیب یافته و بدونفرار از کاری و شروع کار دیگری، به نحو مؤثری کارها رابه پایان برسانید.
بین ۱۶ تا ۳۴ امتیاز
امتیاز شما نمایانگر آن است که شما از تعادلیمتناسب بین دو نیمکره چپ و راست مغزتان برخوردارید. به عبارت دیگر، هیچ نیمکرهای بردیگری غلبه و سلطه ندارد.
اگرچه، ممکن است این حالت یک مزیت چشمگیربه حساب بیاید، ولی دال بر آسودگی خاطر نیست.مشکل در رابطه با این افراد، این است که شما بیشتراز یک شخص راست مغز یا چپ مغز، از کشمکشها وتضادهای درونی رنج میبرید.
گاهی اوقات، این کشمکشها و تضادها بین نحوهاحساس و نحوه تفکر شما خواهد بود و هم چنین درمواجهه با مشکلات و تعبیر و تفسیر اطلاعات باموانعی روبرو میشوید. گاهی، جزییاتی که برای نیمکره راست مغز، مهم هستند، به واسطه نیمکرهچپ نادیده گرفته میشوند و بالعکس. و همینمیتواند یک مانع و سد راه در جهت مرحله مؤثریادگیری یا به پایان رساندن کارها باشد.
از جنبه مثبت، نقطه قوت این اشخاص در ایناست که آنها در هنگام حل یک مشکل میتوانند همزمان و توأما تصویر اصلی و بزرگ و جزییاتضروری را ادراک کنند. هم چنین، از مهارتهای کلامیمؤثری در جهت ترجمه و تعبیر مسایل شهودیبرخوردارند، طوری که دیگران میتوانند آن را بهراحتی درک کنند و در عین حال قادرید نقطه نظراتبرتر را تشخیص دهید
یکی از مزایای این افراد در این است که آنها ازتوانایی طبیعی انعطاف بالای ذهنی و فکری برخوردارند و از این رو میتوانند به راحتی در مواجههبا مشکلات چند بعدی به حل آن بپردازند.
زیر ۱۶ امتیاز:
امتیاز شما نمایانگر آن است که شما عمدتا یک شخص چپ مغز هستید. نیمکره چپ مغز، تحلیل گراست و به شیوهای منطقی و عقلایی و ترتیبی عملمیکند. این نیمکره مسؤول و کنترل کننده زبان، بررسیهای علمی، عقلانیت، و خردمندی است. شخص چپ مغز، مایل است به شیوهای خطی، بهپردازش اطلاعات عمل کند، به عبارت دیگر ازبخشهای کوچک شروع کرده و به بالا میرود، درحالی که شخص راست مغز بر عکس عمل میکند وابتدا تصویر اصلی و بزرگ را مجسم مینماید.
هم چنین، نیمکره چپ به توالی به پردازشاطلاعات عمل میکند، برعکس نیمکره راست که بهصورت اتفاقی عمل میکند، از این رو، اشخاص چپمغز، میتوانند حسابدار و برنامه دهندههای خوبی ازکار در آیند.
هم چنین، نقطه قوت این اشخاص درشرح و بسط و توضیح خوب مسایل به صورت پیاپی و متوالی است.
به کارگیری برخی از راهکارهای نیمکره راستیکی از مزایای نیمکره چپ محسوب میشود، بهخصوص در زمینه توسعه و گسترش مهارتهایخلاقانه اندیشی و شهودی. به عنوان مثال، یکدانشآموز راست مغز در کلاس درس، ممکن است درهنگام سخنرانی معلم در وضعیت نامطلوبی قرارداشته باشد، مگر آن که ابتدا یک برداشت و دید کلیاز مطلب به او داده شود.
چرا که آنها اساسا نیاز دارندکه به دقت علت و عملی را که انجام میدهند، بدانند.به عبارت دیگر، ممکن است یک دانشآموز راستمغز، نگرش زیاد و دقیق به مسایل را ضروری تلقینکند، در حالی که انجام آن را مؤثر و مفید در نظربگیرد.
نویسنده میلاد ضعیفی
funpatogh . com