DL Patogh

زلیخای جوان نقش من بود، اما…

بر چسب های مرتبط:

زلیخای جوان نقش من بود، اما…
نمایی از سریال یوسف پیامبر (ص)

اوایل پخش سریال یوسف پیامبر(ع)، حضور لیلا بلوکات زیاد به چشم نمی‌آمد، اما از زمانی که «آخناتون» در این سریال به قدرت رسید، بلوکات در نقش همسر او توانست، پررنگ ظاهر شود، خیلی از شما  شاید به خاطر نوع گریم «لیلا بلوکات» او را به یاد نیاورید، اما جالب است بدانید که وی در فیلم سینمایی ابراهیم خلیل‌ا… و البته اخراجی‌های ۱ و همچنین اخراجی‌های ۲ که قرار است در نوروز ۸۸ اکران شود، ایفای نقش کرده بود، ضمن اینکه از او چند فیلم و سریال هم هنوز در نوبت پخش قرار دارد فیلم‌های تلویزیونی از جمله: «نفر سوم»، ماه از روی سکو، زمین، زمستان ۵۰، من و شیطان. وی اخیرا همان طور که گفته شد بازی در کار جدید «مسعود ده‌نمکی» با نام اخراجی‌های ۲ را به پایان رسانده است. حکایت او در سریال یوسف(ع) که در نقش «نفرتی‌تی» بازی کرده، هم در نوع خود جالب است، یعنی ابتدا قرار بود در نقشی دیگر ظاهر شود سپس این نقش به او سپرده شد که در ادامه گفتگو خواهید خواند.
 اما حکایت اینگونه بود؛ چهار سال پیش که کار شروع شد، با من تماس گرفتند و از بین ۱۵۰۰ نفری که برای نقش «زلیخا» آمده بودند و تست دادند، من انتخاب شدم.خوانندگان‌ ما دوست دارند بدانند که شما چه سالی و در کجا به دنیا آمدید؟

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
  • بدون نظر
  • جنگ با مافیای اکران ممکن نیست

    بر چسب های مرتبط:
    مافیای ایران اکران ممکن الوجود اکران جنگ خان ها ممکن است خطرناک باشد. جنگ جهانی اول جنگ جهانی اول سایت هاشمی رفسنجانی جنگ ایران و عراق مافیای رمان مافیا جنگ جهانی دوم اکران نوروزی ۹۱ اکران سینماهای تهران ممکن است خطرناک باشد. سایت مثقال اکران فیلم شیرین مافی متلو جنگ ایران و عراق اکران فیلم شیرین اکران سینماهای تهران مافیای رمان جنگ خان ها

    جنگ با مافیای اکران ممکن نیست
    مونا زندی

    کارگردان فیلم سینمایی «عصر جمعه» معتقد است شرایط اکران به قدری پیچ در پیچ است که جنگ با آن شدنی نیست.
    سمیه علیپور: «عصر جمعه» اولین ساخته سینمایی مونا زندی حقیقی پنج سال پیش ساخته شد. او که از دنیای فیلم کوتاه و مستند وارد سینمای حرفه‌ای شده و سابقه همکاری با کارگردانان صاحبنام چون کیانوش عیاری و رخشان بنی‌اعتماد را داشته، در اولین گام ورود به سینمای بلند داستانی با مشکل مواجه شد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۸ فروردین ۱۳۹۱
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • دنبال اسم برای نقاشی‌هایم هستم

    بر چسب های مرتبط:

    دنبال اسم برای نقاشی‌هایم هستم
    آهو خردمند

     تابلو‌ها بعد از تهران به لندن می‌روند

    هر چند آهو خردمند برای اولین‌‌بار نقاشیهای خود را در تهران به نمایش گذاشته است اما قصد دارد نمایشگاه دوم خود را در آبان ۸۹ در لندن برگزار کند.او تاکید می‌کند اسم نوع نقاش‌هایش را نمی‌داند و دنبال نامی مناسب است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۹ فروردین ۱۳۹۱
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • راهی که نه راه من است (۲)

    بر چسب های مرتبط:
    کاهش وزن سریع راهیان ارشد راهیست راه عشق آنلاین تئاتر راهی برای لاغر شدن خرید شارژ راهیان نفت راهیست راه عشق کاهش وزن راهیان آبی دانش راهی برای چاق شدن تئاتر ایرانشهر برنامه نود راهی بزن که آهی کاهش سرعت اینترنت خرید راهیان نور آنلاین فا تئاتر شهر راهی برای سقط جنین خرید شارژ همراه اول

    راهی که نه راه من است (۲)

    گفت و گو با پری صابری

    قسمت اول گفت‌وگو با «پری صابری» از نظرتان گذشت.

    آخرین قسمت این گفت‌وگو را مرور می‌کنیم.

    تئاترهای پس از انقلاب شما نتیجه بهر‌ه‌ وریتان از فنون و اشکال ایرانی نمایش است. پس به نوعی سودای «تئاتر ملی» در سر دارند. چقدر از هم‌صنفهای متقدمتان تأثیر پذیرفته‌اید؟ مثلاً نمایش‌نوشتی چون «ناهید را بستای» یا «رستم و سهراب» سرودة «ارسلان پوریا» چقدر بر منش نوشتاری شما تأثیر گزارده است؟

    کسانی که در جهت تئاتر ملی تلاش کرده‌اند همیشه مورد احترام من بوده‌اند. قبل از انقلاب کسانی در زمینه‌ تئاتر ملی فعالیت می‌کردند و من کارهایشان را دنبال می‌کردم. کسانی چون نصیریان، جوانمرد، انتظامی، مفید و تمام بچه‌های گروه هنر ملی، که همواره کارهایشان مورد علاقه و ستایش من بوده است. اما خود من، بیشتر، از فرهنگ ایران تأثیر پذیرفته‌ام و این فرهنگ است که بیشترین تأثیر را بر من گزارده است. بعد، از ادب ایرانی تأثیر گرفته‌ام و از فرهنگ نمایشی ایران. از تعزیه و روحوضی. تعزیه برای من پدیده تئاتری بسیار معتبری است. روحوضی برای کارهای کمدی عزیز است و تعزیه جان می‌دهد برای کارهای تراژیک. تعزیه سوای مضمون ـ که ماهیتی مذهبی دارد و همواره مورد احترام من است‌ـ کاربردی امروزی دارد. شما اگر تئاتر را در سطح جهان دنبال کنید ـ که من دنبال می‌کنم ـ پی می‌برید که تئاتر خیلی‌خیلی کامل شده است. تئاتر، دیگر، تمام اجزاء مختلف بیان را به خدمت گرفته و با آن کار می‌کند، موسیقی را، حرکت را، شعر را و دیگر عناصر را … در این بین، تعزیه، شکل کاملی است که همه این اجزاء را در دل خود و از آن خود دارد و یقین بدانید اینها در کنار هم عزیزند. شما نمی‌توانید اجزای تعزیه را تجزیه کنید. تعزیه را اگر از موسیقی جدا کنید می‌میرد. اگر ایجاز و خلاصه‌گویی را از آن بگیرید می‌میرد و خلاصه هر چیز دیگر … تعزیه برای من نوعی تظاهر به مد روز نیست. من درست زمانی بر این موضوع متمرکز شدم که در تئاتر کارگردانان به نام دنیا، دقت کرده‌ام و از زوایای متعدد ساختار آنها را زیرِ نظرِ بررسی گرفته‌ام. درست موقعی که تحت تأثیر مستقیم تئاتر غرب بودم. بعد به وضوح دیدم کارگردانی چون «پیتر بروک» فی‌المثل به ایران برای دیدن تعزیه می‌آید. سؤالها یکایک در ذهنم شکفته می‌شدند و غافل و ناغافل جواب می‌گرفتند. به یقین زمانی رسیدم که چند تئاتر از بروک در پاریس دیدم. دیدم چگونه کاربردهای مدرن مستقر در تعزیه را به بازی کشیده است. آن هم به شکلی درست. و معلوم بود که خوب فهمیده است. خوب فهمیده است تعزیه با چه تردستی و با چه جسارتی از تمام این ابزاری که دارد چه فایده‌هایی می‌برد. مثلاً در آن دایره‌ای به مثابه کل جهان است و قدحی آب نشان فرات، یا آینه نشان حجله عروسی قاسم.

    بله عالی‌ترین نمونه‌های قرارداد آگاه. عده‌ای معتقدند شما نگاهی موزه‌ای، نه، مفتخرانه به اسطوره، افسانه و کلاً مانده‌های فرهنگی ـ ادبی دارید. آنجا که در قالب تئاتر آن را به نمایش می‌گذارید!

    شما برای من معنی کنید یعنی چه؟!

    شاید در این معنی که بیشتر پرجلال‌اند. بیشتر نمایش است تا تئاتر. یا بگویند از آیین جلوتر است اما در نمایش می‌ماند و به تئاتر نمی‌رسد.

    این تعریفی است که مورد تأیید من نیست. عده‌ای که این حرف را می‌زنند سلیقه‌شان این است. اما نمی‌توانند سلیقه خود را به دیگران تعمیم دهند. این حرفها برای خودشان خوب است. اما برای من ذره‌ای نمی‌ارزد. چون بیشتر در جهت تخفیف ارزشها گام برمی‌دارند. خود من دوره‌ای به تئاتر ایران آن‌طور که باید، توجه نمی‌کردم. مرعوب تئاتر غرب بودم. آنجا تربیت شده بودم و به طور طبیعی، هر آنچه از آنجا می‌آمد برای من وحی م‍ُنز‌َل بود. اما دوره‌ای دیگر بار این ارعاب از روی شانة من افتاد و سبک شدم. یک به خودآمدگی، و از آن پس تئاترهای پس از آن، که دوستان سعی دارند در تخفیفش بکوشند. این حرفها بیشتر نشان از همان ارعاب نمایشی فرنگ است که بر شانة منتقدان ما سنگینی می‌کند.

    و تا به کی سلیقه خود را پیگیری خواهید کرد؟

    تا آن زمان که زنده‌ام و تا هنگامی که امکان کار کردن داشته باشم. اینک و به این تاریخ بسیار متأسفم که نمی‌توانم تجربیاتم را بیشتر بپرورانم. اما با وجود جمعیت ۱۴ میلیون نفری تهران و امکاناتی که برای تئاتر در حداقل است. یعنی فقط چند سالن در مجموعه تئاتر شهر به علاوه قدری بودجه و یکی دو سالن دیگر، توقع زیادی است اگر بخواهم به بیشتر از یک اجرا در سالن فکر کنم. هر چند توانایی و علاقه‌ام به بیش از چند کار در سال رضایت می‌دهد. با این حال در ادامه این مسیر «لیلی و مجنون» را اجرا خواهم کرد که نمایشنامه‌اش چاپ و منتشر شده است. گام بعدی نیز قصه‌ها و لطایف ملانصرالدین است که فعلاً مشغول کار، بر روی آن هستم.

    در صحنه دوم بعدِ آنتراک در نمایش «من از کجا، عشق از کجا» شاه و فرح را در مرگ فروغ مقصر جلوه می‌دهید. در حالی که همگان می‌دانیم عامل مرگ فروغ «سرعت»‌ و «تصادف» بود. چرا فروغ را شخصیتی سیاسی جلوه دادید و او را شهیدی سیاسی معرفی کردید؟!

    این حرف را کس دیگری هم به من گفت. در حالی که من اصلاً قصد نشان دادن چنین چیزی را نداشتم. قسمت اول نمایش ذهنیات فردی فروغ بود و قسمت دوم، اجتماع فروغ را نشان می‌داد. من فروغ را شهید تقدیر می‌دانم، شهید جامعه می‌دانم چون جامعه با او بد رفتار کرد.‌ اما او را شهید سیاسی نمی‌دانم چون سیاسی نبود. فروغ دید اجتماعی داشت. دید اجتماعی‌اش را خیلی دقیق در شعر «مرز پرگهر» نشان داده است. اما دید سیاسی نداشت که من بخواهم در تئاترم آن را به تصویر بکشم.

    شما در «من به باغ عرفان» نیز به «سهراب سپهری» پرداختید که به نظر من در شعر و در زندگی‌اش هیچ وضعیت دراماتیکی نیست. به قول «رضا براهنی» «بچه بودای اشرافی» که خوب می‌پوشیده، خوب می‌خورده، خوب می‌گشته و شعر نیز می‌سروده است. آیا در زندگی و شعر ایشان قابلیتی نمایشی هست یا صرفاً به قصد «یادمان» و «ادای دِین» او را به صحنه آوردید؟

    به هر حال امیدوارم براهنی یک صدم سپهری امتیاز زمان داشته باشد. من فکر می‌کنم کسی که خود به مرحله و مرتبه‌ای رسیده باشد، هرگز نسبت به هنرمندی بزرگ ـ بزرگی چون سهراب ـ این چنین به‌تندی رفتار نمی‌کند. براهنی ممکن است منتقد خوبی باشد اما نمی‌تواند راجع به جا و جایگاه‌دارها این گونه مغرضانه برخورد کند. اگر می‌بینید دو شاعر معاصر ایران در شروع و در پایان این رشته از کار من به صحنه آورده می‌شوند به این سبب است که این دو به عقیده من بر قله شعر معاصر ایران نشسته‌اند و قطعاً این دو تئاتر یاد و یادمانی برای آنها بود. تازه سپهری غیر از شعر در نقاشی نیز چیره‌دست است و خوش نقش می‌کشد.

    پرونده سپهری را «زمان» و «ملت ایران» مشخص کرده است. براهنی را خوب می‌شناسم. این از خصوصیات اوست که به پر و پای همه می‌پیچد. به هر چیز سرک می‌کشد و عشق دخالت دارد.

    برگردیم به متنِ بحثِ قبل و ادامه دهیم. از لحاظ سبکی، نوعِ نگاه، شیوه و دلبستگی، اختلاف عمیقی بین تئاتر قبل و بعد از انقلاب شما هست. یعنی از «درس»، «یونسکو»، «جزیره‌ بزها»، «هوگو بتی»، و «از خود می‌سازیم»، «پیرند آندللو»، رسیدن به «شمس پرنده» و «رند خلوت نشین». چگونه از آنجا به اینجا رسیدید؟

    همین طور است که می‌گویید. کارهای من تا به امروز دو مرحله دارد؛ یکی قبل و دیگری بعد از دهه شصت. تقریباً مصادف می‌شود با قبل و بعد از انقلاب و اصلاً وقفه‌ای که با بروز انقلاب در تئاتر افتاد به من فرصت تغییر و اصلاح داد. ماقبل دهه شصت؛ من به عنوان کارگردانی که فقط و فقط روی متون غربی کار می‌کرد، معرفی شده بودم. اجرای تئاتر برایم راحت بود و مسئله مثل موم در دستانم نرم. نمایشنامه‌ای خوب از نمایشنامه‌نویسی بزرگ، انتخاب می‌کردم. حرفه‌‌ام را ـ کما بیش ـ بلد بودم، بنابراین اجرا و دوباره اجرا. یعنی فقط تمرین و استمرار در حرفه‌ام، در کارگردانی. البته همین، خود، پشتوانه خوب و قابل تأملی برای من به وجود آورد. من در همان ایام «پیر آندللو» را معرفی کردم. کارهای چخوف و آثار سارتر را ترجمه کردم.

    و ترجمه‌ا‌ی معرکه از «لورکا»، «یرما»ی لورکا. در حرفهایتان به چیزی شبیه «فرصت تغییر» اشاره کردید. از آن بگویید.

    با بروز انقلاب به دلیل رکودی که به طور طبیعی و به ناچار گریبانگیر تئاتر شد. حدود چهار پنج سال بین کارهایم وقفه افتاد. این وقفه به من همان فرصت تغییر را داد. فرصت داد به ادبیات ایران و به فرهنگ ایران، که همیشه با من حرکت می‌کرد، فکر کنم. پله‌ها روبه‌رویم قد کشیدند تا طی کنم. پی مادرم را گرفته‌ بودم در ناخودآگاه و در یک خودآگاهی به این مام، به این مادر رسیدم. و نتیجه‌اش همین تئاترهاست که می‌گویید سودای «ملی» در سر دارند. و اکنون در این جغرافیا و به این زمانه و روزگار که زندگی می‌کنم؛ به‌شدت سرشارم.

    وسوسه همین سماع راهتان را از مسیر «پاسارگاد» جدا کرد. گروهی که در سال چهل و دو تشکیل، و تا به امروز نقشی مهم در معرفی نمایشنامه‌های شاخص دنیا در ایران بر عهدة خود گرفته است؟

    من خود یکی از مؤسسینی بودم که سرمایه گذاشتند و پاسارگاد راه افتاد. در این گروه فقط دو نفر کارگردانی می‌کردند. آقای سمندریان و من؛ البته گاهی نیز کارگردان مهمان داشتیم. اما هر پدیده‌ای دوره‌ای دارد. ده سال همکاری و پانزده تجربه، برای همراهی و همکاری با پاسارگاد کافی بود. هر نیرویی روزی به تحلیل می‌رود آن چنان که آتشفشانها. در سالیان دهه پنجاه، پاسارگاد قدرت و نشاط اولیه خود را از دست داد. من به سمت دانشگاه آمدم و مدیر امور فوق برنامه دانشگاه تهران شدم.

    سمندریان استاد جذب دانشگاه شد و فنی‌زاده به رحمت خدا پیوست. و دیگرانی که بودند هر کدام به طریقی … بعد زمان دیگر شده بود و انقلاب هر چیز و همه چیز را دگرگون کرد تا در یک دگردیسی دوباره چرخ جامعه به حرکت در آید و هر کس در زندگی‌اش مسیری نو بجوید؛ که ج‍‍ُستیم.

    اوژن یونسکو در پاییز۵۲، به دعوت سازمان تلویزیون ملی ایران به تهران می‌آید. می‌گویند قشر دانشگاهی ما به سرپرستی شما، چند نمایشنامه او را به صحنه می‌برد. از آن اجراها بگویید و تجربه‌هایتان با دانشجویان و اینکه به کجا انجامید؟

    از این اجراها که می‌گویید گفته‌اند، بی‌خبرم! یونسکو فقط چند تکه کوتاه از اجرای نمایشنامه‌هایش را در تلویزیون دید. من فقط از مسئولیتی که داشتم استفاده کردم و گفت‌وگویی آزاد و رودررو بین یونسکو و دانشجویان تئاتر در تالار مولوی ـ که هنوز بی در و پیکر بود ـ ترتیب دادم. که خود حرکتی جسورانه بود. بعد با یونسکو مصاحبه‌ای دو ساعته در تلویزیون ملی انجام دادیم. من، داوود رشیدی و ایرج ز‌ُهری، که نمی‌دانم چرا و به چه دلیلی اقبال پخش نیافت. البته مصاحبه‌ را من ترجمه کردم و همان وقت برای چاپ به مجله «نگاه نو» سپردم. این مصاحبه اینک به همراه نمایشنامه «کرگدن» که ترجمه کرده‌ام زیر چاپ است.

    ظاهراً آن گفت‌وگوی رودررو طوری پیش می‌رود که «جمشید ملک‌پور»، «رضا کیانیان» و چند تن دیگر بحث را به اعتراضات سیاسی می‌کشانند.

    در آن زمان حال و هوای سیاسی کشور بسیار تند بود. و اصلاً گفت‌وگو به مشاجره و بددهنی دانشجویان با یونسکو کشیده شد که به هر حال جای تأسف داشت.

    با توجه به وضعیت سیاسی، اجتماعی ایرانِ آن دوره، اعتراضاتِ دانشجویان معترض را به‌حق می‌دانید. یا بیشتر آن را با «حرارت» و «شور» که خاص سن جوانی است؛ مرتبط می‌دانید؟

    بیشتر تب و تاب جوانی بود تا اقدامی فکرشده و عمیق. در هر صورت یونسکو برای تبادل اطلاعات تئاتری آنجا بود و می‌بایست اول این مسئله درک و فهم بشود که نشد. داوود رشیدی، من و دکتر ساروخانی، رئیس امور فرهنگی دانشگاه، از اینکه این حرفها را برای یونسکو ترجمه می‌کردیم واقعاً خجالت‌زده شدیم. مخصوصاً ملک‌پور مدام هیزم بر آتش می‌گذاشت. جوان بود و پرشور، و تب و تاب سیاسی‌اش بالا. اما سخنانش رفته‌رفته به نوعی توهین بر یونسکو بدل شد. در نهایت باز این خود یونسکو بود که به جمله‌ای غائله را ختم کرد. و تب تند دانشجویان ما را فرو نشاند.

    آن جملة معروفِ: «اگر گرسنه‌اید بروید انقلاب کنید. تئاتر به چه کارتان می‌آید.»؟!

    بله. شاید درست آن بود که یونسکو را فقط برای کنفرانس و سخنرانی دعوت می‌کردم. چون کار تا آنجا بالا کشید که اصلاً یونسکو فکر کرد مقامات امنیتی این جلسه را تشکیل داده‌اند که بگویند در ایران آزادی هست و همین او را آزرده‌خاطر کرد.

    به غیر از این با دانشجویان و برای دانشجویان چه کردید؟

    به تشکیل «کانون تئاتر» ی قوی و یک‍ّه در دانشگاه تهران فکر می‌کردم و سالنی برای دانشجویان. سالنی با صحنه‌ای آزاد و باز. تالار مولوی قبلاً انبار بود و پر از خنزر و پنزر. با سخت‌کوشی و پیگیری توانستم موافقت بگیرم که این انبار را سالن تئاتر کنم. طرحِ نوع و مدلِ سالن را دادم. نمی‌پذیرفتند. به نظرشان مضحک بود که صندلیهای سالن بچرخند و یا بشود از تمام زوایا به تماشای صحنه، نشست. به هر حال با سخت‌گیری و نیشخند، تالار ساخته شد و فکر می‌کنم هنوز تالاری بسیار مدرن است که به‌خصوص جوانها می‌توانند در آن خوب کسب تجربه کنند.

    اجرای افتتاحیه تالار مولوی را چه کسی به صحنه آورد، به یاد دارید؟

    به گمانم «ملاقات با بانوی سالخورده»ی دورنمات بود که سمندریان به صحنه آورد و دیگر تالار مولوی به سالنی برای اجراهای تئاتر استادان و دانشجویان در کنار هم، یا جدای از هم بدل شد.

    پری صابری در شانزده سالگی آغاز بلوغ جوانی به چه می‌اندیشید؟

    به آینده و عشق، به خوشبختی برای هر چه و هر کس. چشم به آسمان داشتم اما فکرم روی زمین می‌پلکید و اینکه چطور باید رفت. طی کرد. در نهایت جوانی بود و هزار سودا.

    و بدین سپیدمویی خویش؟!

    تنها به سپیدمویی نمی‌اندیشم!

    علی جمشیدی

    لینک ها :

     راهی که نه راه من است 

    راهی که نه راه من است (۲)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۳ فروردین ۱۳۹۱
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفت‌وگو با افسانه بایگان «نرجس»

    گفت‌وگو با افسانه بایگان «نرجس»

    افسانه بایگان

    بازی در «روز حسرت» را با اطمینان تنها بر اساس خلاصه فیلمنامه آغاز کردم

    اعضای گروه حال خاصی نسبت به سریال «روز حسرت» دارند
    افسانه بایگان گفت: «نرجس» زنی آرمانی است که در «روز حسرت» به نمایش در آمده است.
    این بازیگر درباره‌ی میزان دایره‌ عمل بازیگر در ایفای نقش‌های بسیار مثبت گفت: جدا از مثبت‌بودن،«نرجس» نقشی کمالی است شاید نام خانوادگی «کمالی سروستانی» او نیز اشاره به چنین رویکردی دارد. طبیعتا هر چیزی که در آن حرکت کمال‌گرایانه وجود دارد لازم است به آن، با دقت پرداخت.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۹ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • تازه‌ترین مصاحبه با بیل گیتس

    بیل گیتس ثروتمندترین مرد جهان تا سال ۲۰۰۷ و بنیانگذار غول نرم‌افزاری دنیا یعنی شرکت Microsoft، یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های دنیای تکنولوژی برای تمام مردم جهان است. گیتس همیشه خبرساز بوده و هست. درست به همین دلیل هم مصاحبه‌های مختلف او برای اغلب افراد جذاب و جالب توجه است.

     آخرین مصاحبه با بیل گیتس در سال ۲۰۰۸ توسط مجله آنلاین «Engadget» منتشر شده است. این مصاحبه توسط Ryan Block انجام شده که آن را می‌خوانیم:

    ماخوشحالیم که برای چندمین بار در سال‌های اخیر با شما به گفت‌گو نشسته‌ایم و امیدواریم که این آخرین بار نباشد. این بار می‌خواهیم کمی درباره شما و رقیب جدی‌تان «استیوجابز» صحبت کنیم، اما موضوع اصلی گفت‌وگوی ما درباره برنامه‌های آینده شما برای حضور در Microsoft و بنیاد بیل و ملیندا گیتس خواهد بود.

    من به تازگی فیلمی از شما دیدم که دنبال کار می‌گشتید. حالا می‌خواهم بگویم که ما همیشه در حال استخدام نیرو هستیم…

    گیتس: عالی است.


    بیل گیتس

    ما همیشه به یک سردبیر نیاز داریم و من می‌دانم که شما اخیرا چند مقاله برای «گاردین» هم نوشته‌اید!

    گیتس: خب من هم مطالب شما را دوست دارم و پیگیری می‌کنم (با خنده می‌گوید)

     با این حال من و اغلب مردم می‌خواهیم بدانیم که رابطه شما و استیو جابز، تلخ و شیرین است یا فقط تلخ؟

    گیتس: من استیو را دوست دارم و همیشه تاثیری را که روی صنعت کامپیوتر گذاشته، تحسین می‌کنم.

    ما همیشه با فاصله نزدیکی نسبت به هم جلو رفته‌ایم تا جایی که حتی من و استیو تقریبا هم سن هستیم. در واقع ما همیشه با همدیگر، اما روی چیزهای مختلفی کار می‌کنیم.

    استیو مهارت‌های منحصر به فردی دارد و فکر می‌کنم ما دو فرد موفق در صنعت کامپیوتر هستیم.

    من مطمئنم که همکاری ما می‌تواند کمک بزرگی به این صنعت باشد.

     شما سال گذشته اعلام کردید که از فعالیت‌های خود در MICROSOFT کناره‌گیری کرده‌اید. این روزها شما واقعا تمام وقتتان را در بنیاد بیل و ملیندا گیتس می‌گذرانید یا هنوز روی تکنولوژی و امور وابسته به آن تمرکز دارید؟

    گیتس: من این روزها تمام وقت در MICROSOFT هستم. می‌توانیداین را از هر کسی در این کمپانی بپرسید. با این حال با رسیدن ماه جولای شرایط عوض می‌شود؛ شاید حتی در ماه ژوئن. اما این به معنی پرداختن من به امور دیگر نیست.

    من این روزها بیشتر از هر وقتی در یک دهه گذشته کار می‌کنم و در حال بحث و بررسی با همکارانم درباره نسخه آینده OFFICE و WINDOWS هستم.

     آیا حالا کاری وجود دارد که موفقیت در آن برایتان اهمیت زیادی داشته باشد؟

    گیتس: ما این روزها بیشتر درباره این که چگونه استفاده از اینترنت و خدمات چندرسانه‌ای را برای بیش از یک میلیون کاربر ممکن سازیم، صحبت می‌کنیم.

    علاوه بر این امور مهم دیگری هم هستند که ما برای صنعت کامپیوتر تجاری و مصرفی انجام می دهیم و من معتقدم که برای موفقیت و به انجام رسیدن آنها زمان لازم است.

     وقتی بحث به موضوع بهره‌وری می‌رسد ما می‌دانیم که ستون فقرات در تجارت Microsoft بر پایه بهره‌وری بوده است. با این حال آیا شما فکر نمی‌کنید که نقاط ضعفی در بازار مصرف داشته‌اید؟

    گیتس: فکر می‌کنم موضوع کلیدی به مفهوم کامپیوتر شخصی و صنعت نرم‌افزار مربوط است.

    این همان چیزی است که ما آن را از سال ۱۹۷۵ شروع کردیم و هسته اصلی و خط‌مشی شرکت است. نرم‌افزارهای مصرفی زیادی روی Windows تعبیه شده که کار کاربران را راحت می‌کند.

    Microsoft تمام کاربردهای مورد نیاز کاربرانش را به انجام می‌رساند، اما آنچه نرم‌افزارهای ما را متمایز می‌کند، گستره استفاده از آنها است.

    تاکید من روی نرم‌افزارهای مصرفی یا سوم‌شخص (third party) است؛ همان چیزی که می‌توانم بگویم ما همیشه در آن موفق‌تر از دیگران عمل کرده‌ایم و ما را در موقعیت خوبی قرار داده است.


    بیل گیتس

    درباره ویندوز که صدها میلیون گواهینامه دارد، هنوز بعضی از کاربران هستند که از بعضی کاربردهایش اظهار نارضایتی می‌کنند. به خصوص ویندوز Vista که به عقیده بعضی‌ها یک تنزل درجه برای Microsoft محسوب می‌شود، آیا نشان‌دهنده این است که شما نتوانسته‌اید انتظارات مصرف‌کنندگان را کاملا برآورده سازید؟

    گیتس: من چنین چیزی را نخواهم گفت. هر نسخه ویندوز کاربردهای جدید و مهم زیادی دارد که کاربران می‌توانند از آن استفاده کنند.

    در مورد Vista هم بسیاری از کاربردها عینا از xp به آن منتقل شده است و تنها تغییرات کوچکی داشته‌اند. من فکر می‌کنم وقتی کاربران از Vista استفاده می‌کنند راضی و خوشحالند؛ نه به صورت کامل، اما کافی.

     

    البته! اما آیا شما شخصا از کار با Vista کاملا راضی هستید؟

    گیتس: من از کار با هیچ کدام از محصولات Microsoft کاملا راضی نیستم.

     

    پس گفته شما مثل این است که بگوییم «نرم‌افزار هرگز کامل نیست»؟

    گیتس: همیشه قابلیت‌هایی وجود دارند که دوست دارم در اختیار داشته باشم. این همان چیزی است که همه کاربران می‌خواهند. در واقع افرادی که در این کمپانی کار می‌کنند به خوبی از نیازها و تقاضای کاربران اطلاع دارند.

     

    در مورد بنیاد – که بر استفاده از تکنولوژی در گسترش بهداشت جهانی در کشورهای در حال توسعه متمرکز است – آیا شما به عنوان مدیر یک شرکت نرم‌افزاری در آن فعالیت می‌کنید یا به عنوان مدیر یک شرکت تکنولوژی؟

    گیتس: البته اینطور نیست. ماهیت هر مشکل متفاوت بوده و راه حل آن را تعیین می‌کند. ما در این بنیاد از محققان برجسته و دانشمندان بزرگ فعال در شرکت دارویی استفاده می‌کنیم تا در راه شناسایی درست هر مشکل و یافتن راه حل آن دچار مشکل نشویم. بزرگترین بخش از فعالیت‌های این بنیاد به پیشگیری، درمان و حل مشکلات مربوط به ۲۰ بیماری مزمن مانند مالاریا، ایدز، هپاتیت و… مربوط می‌شود. بعضی بیماری‌ها تنها مختص کشورهای جهان سوم یا فقیر هستند که چیز زیادی درباره تغییرات جدید در دنیای تکنولوژی نمی‌دانند یا حتی دسترسی مناسبی به کامپیوتر و اینترنت ندارند. با این اوصاف استفاده از راه‌حل‌های مبتنی بر تکنولوژی همیشه هم مناسب نیست.

     

    به عنوان سوال آخر، شما دوست دارید Microsoft چه محصولی را تولید کند که همیشه مورد علاقه کاربران سرتاسر جهان باشد؟

    گیتس: من ارتباط واقعی و طبیعی با کاربران را دوست دارم و به این دلیل تلاش می‌کنیم محصولی را تولید کنیم که به سلیقه همه کاربران نزدیک باشد و فاصله میان ما و آنها را کمتر و کمتر کند. با این حال من در تمام اوقاتی که در Microsoft نیستم به نرم‌افزاری برای سیستم‌های بهداشتی و آموزشی فکر می‌کنم.

     

    منبع: دنیای اقتصاد

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۰ آذر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • متن مصاحبه با کارگردان مستند ظهور بسیار نزدیک است

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۱۶ آبان ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سینمای امروز ما در شأن انقلاب اسلامی نیست

    سینمای امروز ما در شأن انقلاب اسلامی نیست
    پرویز پرستویی

    گلایه‌های پرویز پرستویی از وضعیت سینمای ایران؛

    ارزش‌های دفاع مقدس برای زندگی ۱۰۰ سال آینده هم ارزشمند است

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲۵ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • رجب‌پور: مصاحبه کردم ولی میکروفن‌شان لوگو نداشت/ بنیامین برای شش هزار ایرانی در لس​آنجلس خواند

    کنسرت بنیامین در حضور ۶۵۰۰ مخاطب موسیقی در لس آنجلس برگزار شد.

    محسن رجب​پور، مدیر برنامه​های این خواننده جوان با توصیف سختی‌های برگزاری این کنسرت در لوس‌آنجلس به خبرآنلاین گفت: «علیرغم تمام جوسازی‌هایی که از یک ماه قبل توسط شبکه‌های لس آنجلسی بر ضد کنسرت بنیامین به وجود آمده بود، حدود ۶۵۰۰ مخاطب برای این کنسرت بلیت تهیه کردند و به سالن آمدند.»

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۹ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • عکس و مصاحبه و بیوگرافی احسان علیخانی مجری تلویزیون

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۲ مهر ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها خاموش