جام جم آنلاین: مدیر روابط عمومی اورژانس تهران از واژگونی یک دستگاه خودروی سواری سمند که تمامی سرنشینان آن کودک بودند، خبر داد.
حسن عباسی به ایسنا گفت: تکنسینهای اورژانس ۱۱۵ تهران عصر روز دوشنبه از طریق تماس مردمی در جریان وقوع حادثهای در غرب به شرق اتوبان جلال آلاحمد، قرار گرفتند.
وی با بیان اینکه امدادگران با حضور در صحنه حادثه با یک دستگاه خودروی سواری روبهرو شدند که بنا به دلایلی واژگون شده بود، افزود: تمامی سرنشینان این خودرو، کودک بودند و راننده آن نیز یک دختر ۱۵ ساله بود.به گفته وی، دیگر سرنشینان این خودرو یک دختر ۸ ساله و ۲ پسر ۱۳ ساله بودند که همگی به بیمارستان تهرانپارس منتقل شدند.
تشویق ۶
تشویق(۱) - تشویق(۲) – تشویق(۳) – تشویق(۴) - تشویق(۵)
مقدار تشویق باید با رفتار مطلوب تناسب داشته باشد، چرا که در صورتیکه مقدار تشویق از حد لازم بیشتر باشد شرایط سیری یا اشباع پیش می آید که در آن عامل تقویت کننده دیگر خاصیت تشویقی بودنش را از دست می دهد و در صورت تکرار دیگر باعث افزایش و ادامه رفتار نمی شود.
به گزارش ایسنا، یکی از افسران پلیس منطقه «روحینی» در هندوستان در مصاحبه ای با رسانه های دولتی این کشور عنوان کرد: این کودک سه ساله که «دانیش حسین» نام دارد، روز گذشته حین بازگشت از مهد کودک به همراه برادر ۱۴ ساله خود بود که یک کامیون با آنان برخورد کرد، متاسفانه در این سانحه رانندگی کودک سه سال جان خود را از دست داد و برادرش هم به شدت مجروح شد، به طوری که پزشکان احتمال می دهند وی به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست بدهد. این افسر پلیس در ادامه به خبرگزاری دولتی هندوستان خاطر نشان کرد: پس از وقوع این حادثه والدین، بستگان این کودک و مردم محلی در محل حادثه جمع شده و دست به اعتراض زدند؛ چرا که پلیس ساعت ها پس از وقوع حادثه اقدام به تعقیب راننده کامیون کرد.
نقاشی کودک ، بیانگر شخصیت درونی (۱)
آیا تا به حال به نقاشی یک کودک نگاه کرده و از باز تاب اندیشه و احساس این هنرمند خردسال شگفت زده شده اید؟ آیا تا به حال با خود اندیشید ه اید که کودکتان با کشیدن خانه ای بی پنجره و یا آدمکی که فاقد تنه است و به جای آن دو دست از دو طرف سرش بیرون آمده و یا درختی با برگهای سوزنی چه چیزی را می خواهد برای شما بازگو کند؟
نقاشیهای کودکان نوعی گیرایی آنی دارند، آنها ساده، جذاب و سرشار از زندگی و هویتند. کودکان با نقاشیهای خود حرف می زنند، حرفهایی که به دلایل گوناگون قادر به گفتن آنها نیستند. نقاشی نیز همانند خواب و رویا به آنها این اجازه را می دهد که خود را ازممنوعیت ها سازند و با ما در حالتی نا خودآگاه، درباره مسائل، کشفیات و دلهره هایشان صحبت کنند.
تخیلات هنری همانند خواب و رویا، در ژرفای ضمیر ناخودآگاه هر کس به جستجو می پردازد و ژرف ترین محتویات درونی فرد را متظاهر می سازد. کودک نیز به کمک نقاشی دلهره ها و کشمکش های درونی خویش را آشکار می سازد و بدین طریق اثر آنها را کاهش می دهد. در حقیقت وقتی مسائل و مشکلات عاطفی بر روی کاغذ منعکس می شوند به صورت تازه و جداگانه ای که کمتر دلهره آور است در می آیند.
کودک خیلی زود در می یابد که رسم و نقاشی وسیله ای بیانی است که با افکار او مطابقت می کند و او را در تخیلاتش، آزاد می گذارد و در عین حال لذت سرشاری برای او فراهم می آورد؛ علاوه بر آن نقاشی کردن به او اجازه می دهد که افکار درونی اش و درحقیقت خویشتن خودش را نشان دهد. به هر حال تعبیرو تجزیه و تحلیل نقاشی کودکان فقط مورد توجه بزرگسالان است. هنگامی که کودک به وسیله تصویر اظهار نظری می کند، بسیاری از جوانب شخصیت خویش را آشکار می سازد؛ ولی او اینکار را برای دلخوشی ما و یا فراهم کردن امکان شناخت و بررسی روانشناسی نمی کند؛ بلکه آنچه برای او مهم است بیرون ریختن تجربه های اندوخته شد ه ای است که نمایانگر وجود اوست…
اولین علائمی که کودک بر روی کاغذ رسم می کند، بیشتر بر اثر ضربه زدن مداد بر روی کاغذ به وجود می آید. اوخیلی زود متوجه می شود ک در اطراف او اشیاء و وسایلی وجود دارند که می توانند اثر مشخصی از خود بر روی سطوح باقی گذارند، بنابر این با لذت تمام، با هر وسیله ای که به دست آورد شروع به خط خطی کردن می کند. خطوط درهم و برهمی که کودک در سن ۱۶ تا ۱۸ ماهگی رسم می کند کم کم جای خود را به دو اثر گرافیکی مشخص تر می دهد که یکی خط نوشتن و دیگری خط نگاری است، که این رویه به مرور زمان و بر اثر پیشرفت و پختگی فکری کودک هر کدام جای خود را پیدا می کنند.
او در دو تا سه سالگی برای خطوط و دایره هایی که می کشد اسم می گذرد. در این دوران، دیگر خط نگاری کودک، فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد بر روی کاغذ نیست ، بلکه او مایل است احساسات درونی خود را که در ارتباط با تجربه های زندگی کوتاه مدتش به دست آورده بیان کند. و سرانجام درچهار سالگی خط نگاره های او جمع و جور می شوند و حتی برای بزرگسالان نیز معنی پیدا می کنند. دراین سن شمایی از آدمک و گاهی هم بعضی از حروف الفبا نمایان می شود. بدین گونه است که سرانجام کودک مرحله خط خطی کردن را به طور کامل پشت سر می گذارد و وارد مرحله تمثیلی می شود. این مرحله درست همان مرحله ای است که کودک به تقلید از بزرگترها، چند سطری را به عنوان داستان نقاشی ، زیر نقاشیهای خود ترسیم می کند.
این نوشته ها اغلب از چپ به راست و گاهی از راست به چپ نقاشی می شود.
کودکان سعی می کنند در نوشته های خود فاصله را نیز مراعات کنند و جالب است که بعد از نوشتن از بزرگترها می خواهند که نوشته های آنان را بخوانند. در چنین شرایطی، والدین می توانند با دقت درمحتوی نقاشی سرنخی به دست آورند و ازاین طریق داستانی بسازند و برای کودک تعریف کنند. کودکان، معمولا با دقت به این داستانها گوش فرامی دهند و اگرهم گاه مطلبی خلاف میل آنها خوانده شود اعتراض نمی کنند؛ زیرا خودشان می دانند که نوشته هایشان قابل خواندن نیست.
برای آنها همین قدر که کسی نوشته هایشان را می خواند و در احساساتشان شریک می شود کافیست.
در فاصله سه تا چهار سالگی کودک سعی می کند تصویرشخص یا اشخاصی را بکشد. این تصویر شامل عناصر مشخص و معینی از قبیل یک دایره به جای سرو در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاهاست.
علت ساده بودن نقاشی در این سن از عدم شناخت تکنیک ناشی نمیشود، بلکه این درست همان تصویری است که کودک از بدنش در ذهن دارد. این تصویر دارای یک سراست که برای کودک مهم جلوه می کند؛ زیرا سرموضع حس های بینایی و شنوایی است واز این رو برقراری ارتباط با دنیای خارج را میسر می سازند و دیگر اینکه دارای بازوهایی است که امکان گرفتن و لمس کردن اشیاء را در بردارد و دارای پاهایی است که امکان جابجا شدن را فراهم می کند.
وقتی کودک، آدمکی را ترسیم می کند، قبل از هر چیز شکل خود یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان می کند. در واقع بین برخی از خطوط آدمک نقاشی شده، و خصوصیات جسمی و روانی کودکی که آنرا ترسیم کرده، ارتباط مشخصی وجود دارد.
اگر آدمک درمجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاًسازگار باشد؛ اما هنگامی که آدمک در اندازه ای خیلی کوچک یا گوشه کاغذ ترسیم شود، نشانگر این است که کودک خود راکم ارزش می پندارد و قادر به برقراری ارتباط مناسب با دیگران نیست. و یا اگر آدمک بزرگ ترسیم شود، می توانیم حدس بزنیم که با کودکیزود رنج و حساس روبرو هستیم که همیشه فکر می کند به او ظلم شده است. کودکانضعیف ودرون گرا، اغلب برای آدمک پا نمی گذارند، یا او را به حالت نشسته نقاشی می کنند و بالاخره کودکانپرخاشگر
، که آدمک خود را با خطوطی خشک وزاویه دار نشان می دهند.
خانواده
اعضای یک خانواده هماهنگ، درنقاشیهای کودکان، همیشه با هم و دست در دست هم نشان داده می شوند. اگر این اشخاص دستهای یکدیگر را بگیرند، همدیگر را ببوسند و یا با هم بازی کنند درجه صمیمیت آنها بیشتر است. کودک، در نقاشی خانواده، تصویر خود را نزدیک شخصی نقاشی می کند که حس کند در کنارش راحت تر است و یا اورا بیشتر از همه دوست دارد؛ ولی اگر کودکی فکر کند که مثلاً خواهرش بیش از او مورد توجه پدر و مادراست، در نقاشی خود خواهرش را بین پدرو مادر و خود را دورتراز آنها در حاشیه کاغذ قرار می دهد. دربعضی از نقاشیها تعدادی از افراد خانواده در داخل خانه و تعدادی دیگر درخارج ازخانه نمایش داده می شوند. اینگونه نقاشیها یا منعکس کننده غیبت واقعی شخص یا اشخاصی است که در خارج از خانه ترسیم شده اند و یا کمبود جذابیت عاطفی کودک را نسبت به آنها می نمایاند.
در بیشتر نقاشیهایی که کودکان ترسیم می کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش و چه به صورت ترس و دلهره بر روی او مستقر می کند. این شخصیت اصلی غالباً قبل از دیگران ترسیم می شود؛ زیرا او اولین شخصی است که کودک به او فکر می کند. این شخصیت اصلی، همیشه درانداره ای بزرگتر از دیگر اشخاص و با جزئیاتی بیشتر و کامل تر ترسیم می شود.
هنگامی که در نقاشی خانواده، یکی از اعضای خانواده وجود ندارد، می توان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه یا ناخود آگاه آرزوی نبودن آن شخص را دارد. این پدیده بیشتر در نقاشیهای کودکانی دیده می شود که با گذشت چند سال هنوز تولد خواهر یا برادر کوچکتر از خود را نپذیرفته اند. بنابر این با حذف این کودک مزاحم از نقاشی خود، خود را در دوران طلایی که قبل از تولد نوزاد در آن زیسته اند، به تصویر می کشند.
منابع :
۱- ارزشیابی شخصیت کودکان بر اساس آزمونهای ترسیمی، دکتر پر یرخ دادستان، انتشارات رشد، چاپ دوم، تهران ۱۳۷۶ ۲- نقاشی کودکان و مفاهیم آن، آناالیوریو فراری، ترجمه عبدالرضا صرافان ، انتشارات دستان ، چاپ چهارم، تهران ۱۳۷۱ ۳- نقاشی و کاربرد تست در خانواده ، پ . دادستان – م منصور، انتشارات رشد، چاپ اول، ۱۳۷۱ ۴- نقاشی و نوشته های کودکان، کاوه داداش زاده، انتشارات گوتنبرگ ، چاپ اول، ۱۳۷۲ادامه دارد…
لینک :
- بازی، حیات کودک - شش روش برای ایجاد مغز هوشیار - روشهای پرورش خلاقیت در کودکان - چگونه کودک را به کتاب خواندن علاقه مند کنیم؟ - نکته ها و توصیه های تربیتی کودکان (۱) - کودکان ۴ تا ۶ ساله را بهتر بشناسیم - پرورش اعتماد به نفس ( قسمت۲) - هفت پیشنهاد مفید و کارساز در تربیت صحیح کودکان - 11 روش ساده و موثر برای تربیت و پرورش کودکی شاد - لحظه های موفق در تربیت فرزند - ویژه نامه روز جهانی کودک - تشویق و تنبیه ، اصلی مهم در تربیت اسلامی - چگونه ضریب هوشی کودکم را افزایش دهم ؟ - 30 راه ساده برای افزایش بهره هوشی کودکاننقاشی کودک ، بیانگر شخصیت درونی (۱)
هیجان طلبی تا مرز خطر
تکانشگری اصطلاحی است برای توصیف فرایندهای روان شناختی مختلف که بر تصمیم گیری و رفتار موثر است و در ساخت شخصیت انسانی دخیل می باشد. بروز و شیوع رو به رشد این خصوصیت، در رفتارهای مخاطرهجویانه با اثرات بالقوه آسیبرسان طولانی مدت آن، باعث افزایش توجه روان شناسان به این موضوع شده است، چرا که کاهش عواقب و اثرات آسیبرسان تکانشگری و رفتارهای مخاطرهجویانه و مخاطرهآمیز و موارد مرتبط با آنها، یکی از جنبههای مهم ارتقاء سلامت روانی فرد و جامعه میباشد.
حرف شنوی کودکان
در تربیت مؤثر ، وجود حد و مرز برای بچه ها ضروری به نظر می رسد. اگر ما آنها را درست راهنمایی کنیم، فرزندانمان آماده پذیرش می شوند. چرا که اساساً بچه ها مایلند والدین خود را خشنود سازند. اما اکثر ما در تعیین حد و مرز برای کودکانمان مهارتی نداریم. زیاد صحبت می کنیم ، بسیار عاطفی برخورد می کنیم و نمی توانیم به طور واضح منظور خود را بیان کنیم. اگر می خواهید فرزندانتان از شما حرف شنوی داشته باشند ، مثلاً کتک کاری نکنند، اسباب بازیهایشان را مرتب کنند یا به موقع به رختخواب بروند، بهتر است ده راهبرد زیر را به کار گیرید.۱- واضح و روشن صحبت کنید.
والدین برای حد و مرز گذاشتن و ادب کردن فرزندانشان سربسته و مبهم صحبت می کنند ، می گویند « مؤدب باش، اذیت نکن ، شلوغ نکن » . این راهنمایی های کلی برای هر کودکی معنی خاصی دارد. بچه ها از ما می خواهند ، انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بیان کنیم. حد و مرز مشخص به کودک می گوید دقیقاً چگونه باید رفتار کند. مثلاً در " کتابخانه آهسته صحبت کن ، وقتی از خیابان عبور می کنیم دست مرا بگیر یا موقع غذا حرف نزن". این راهبرد در واقع میزان پذیرش و حرف شنوی کودکتان را افزایش می دهد.
۲- انتخابهای دیگر را به کودک پیشنهاد کنید.
در بسیاری موارد می توانید به فرزندتان فرصت یک انتخاب محدود شده بدهید تا خودش تصمیم بگیرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهی آزادی عمل در تصمیم گیری ، به کودک احساس قدرت و تسلط می دهد که به تدریج مقاومت در برابر والدین را کاهش دهد. به طور مثال به او بگویید : « الان وقت استحمام است. می خواهی دوش بگیری یا در وان حمام کنی ؟ » « می خواهی نیم ساعت صبح ، نیم ساعت بعدازظهر ریاضی تمرین کنی ؟ یا یک ساعت صبح ؟ »
از این رو والدین بهتر و سریع تر می توانند به کودک خود پیشنهاداتی بدهند. آنها انتخاب محدودی برای کودکان تعیین می کنند. اما می توانند تغییراتی در آن پدید آورند. به عبارتی دیگر این گونه انتخابها محدود ، اما تغییر پذیرند.۳- قاطع باشید .
زمانی که عدم پذیرش و سرپیچی رخ داده باشد و شاید کودک به خودش یا دیگران آسیب برساند. به موقعیت محدوده کننده قاطع نیاز داریم. یک محدودیت قاطع به کودک می گوید باید رفتار نامطلوبش را متوقف کند و فوراً حرف شما را بپذیرد.
مثلاً : « همین الان برو تو اتاقت » ، « بس کن اسباب بازیهایت را پرت نکن » . البته این قاطعیت از طریق جدیت در چهره و صدا به خوبی نمایان می شود. همان طور که نرمش بیش از حد والدین برای کودک مفید نیست ، رفتار خصمانه والدین نیز برای آنها مضر است. اما قاطعیت مرز بین نرمش بیش از حد و رفتار خصمانه است.۴- بر نقاط مثبت فرزندان تأکید کنید.
بچه ها بیشتر پذیرای فرمانهای مثبت هستند تا منفی. به طور کلی بهتر است واضح و روشن به کودک بگویید باید چه کار کند . دستورات منفی مثل نرو، نریز ، نکن به کودک می گوید چه چیزی قابل قبول نیست ، اما رفتاری که از او انتظار می رود را بیان نمی کند. والدین مستبد اغلب از فرمانهای منفی استفاده می کنند، در حالی که والدین موفق دریافته اند بیشتر باید از فرمانهای مثبت استفاده کنند.
۵- بی طرفی خودتان را اعلام کنید.
وقتی می گویید : « الان برو بخواب » ممکن است نیروی کشمکش شخصی بین او و شما ایجاد شود. روش بهتر این است که دستورات را به حالت غیر شخصی بیان کنید. به طور مثال به او بگویید « ساعت نه است و وقت خواب تو » و به ساعت اشاره کنید. در این حالت هر اعتراض و حس ناخوشایندی پدید بیاید، بین کودک و ساعت است ، نه بین او و شما. یا هنگامی که به او می گویید«: خانه جای توپ بازی نیست» او از این قاعده ناراحت می شود نه از شما .

۶- توضیح دهید چرا محدودیت لازم است.
مردم وقتی در مورد قاعده یا دستوری توجیه شوند ، بهتر می توانند آن را بپذیرند ، اما در غیر این صورت آن را مستبدانه می پندارند. بنابراین هنگامی که برای اولین بار کودک را در موقعیت محدود کننده قرار دادید توضیح دهید چرا فرزندتان باید آن را بپذیرد. شناخت علت قواعد، باعث می شود رفتار مناسب در کودک درونی شود. یعنی تمایلات درونی اش، او را مطیع قوانین خانواده می سازد. برای بیان علت قوانین به جای این که از توضیحات طولانی ، که بچه ها را خسته می کند، استفاده کنید. به طور خلاصه ، دلیل یک دستور را بیان کنید. مثلاً : "دیگران را نزن ! چون بدنشان درد می گیرد" یا " وقتی اسباب بازی را از دست بچه های دیگر می گیری ، آنها ناراحت می شوند، چون هنوز بازیشان تمام نشده است. "
7- چاره دیگری پیشنهاد کنید.
هرگاه رفتار کودکی را محدود کردید، سعی کنید به یک فعالیت قابل قبول دیگر اشاره کنید. از این طریق شما مستبد به نظر نمی رسید و فرزندتان حس نمی کند کسی اختیارش را سلب کرده است و احساس محرومیت هم نمی کند. بنابراین می توانید بگویید : « پسرم نمی توانی قبل از شام شکلات بخوری ، اما بعد از شام می توانی بستنی و هم شکلات مورد علاقه ات را بخوری » با پیشنهاد چاره ی دیگر می توانید ، هنگامی که احساس کودک شما قابل پذیرش است، او را تربیت کنید.
۸- در تربیت کودکان ثابت قدم باشید.
تعیین حد و مرز برای کودکان ، هنگامی مؤثر است که این قوانین ثابت باشند. به عبارت دیگر، در هر خانه باید ضوابط خاصی حاکم باشد و والدین همواره به آن پایبند باشند و آن را تغییر ندهند. مثلاً اگر ساعت خواب ، یک شب هشت و شب دیگر هشت و نیم و شب بعد نُه باشد ، به جای همراهی ، مقاومت بچه ها را در پیروی از این برنامه به دنبال خواهد داشت. سختی این روش در این است که قوانین مهم و روزمره خانواده باید هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثیر گذار شوند.
۹- رفتار ناپسند را تذکر دهید.
مهم نیست بدرفتاری کودک چه باشد، ما باید برای او روشن کنیم که رفتارش را ناپسند می دانیم و آن را قبول نداریم. بنابراین به جای این که بگوییم « پسر بد» یعنی خودت را قبول نداریم، باید بگوییم « کتک کاری نکن » یعنی رفتارت را رد می کنیم.
۱۰- احساسات و عواطف خود را کنترل کنید.
بنا به گزارش پژوهشگران ، هنگامی که والدین عصبانی هستند ، فرزندان خود را شدیداً تنبیه می کنند و بیشتر از قبل مورد آزار زبانی و بدنی قرار می دهند ، گاهی اوقات به جای خشونت و رفتار خصمانه باید آرامش خود را حفظ کنیم، نفس عمیق بکشیم و تا ده بشماریم . اساساً تربیت یعنی آموزش رفتار صحیح به کودکان ، اما اگر شما عصبی یا احساساتی باشید نمی توانیدآموزش را به طور مؤثر انجام دهید. مثلاً به جای این که به کودک خود حمله کنید و حرف ناشایستی به او بزنید بهتر است یک لحظه صبر کنید ، بعد با آرامش از او بپرسید « اینجا چه خبر است؟ » . همه ی کودکان به راهنمایی والدین برای شناخت رفتار پسندیده نیاز دارند. مهارت ما در ایجاد قوانین و محدودیتها ، همکاری بیشتری از جانب فرزندان برای ما به ارمغان می آورد.
حرف شنوی کودکان

